ابراهيم عاملي ( موثق )

121

تفسير عاملي ( فارسي )

تأويلات : در اين آيه سخنى دور و دراز دارد كه ما در اوّل سوره ى يوسف ص 161 ترجمه و تشريح نموده‌ايم . « قالَ سَلامٌ » 69 مجمع : حمزه و كسائى « سلم » با كسر سين و سكون لام خوانده‌اند . « بِعِجْلٍ حَنِيذٍ » 69 طبرى : مجاهد گفته است : يعنى كباب پخته ، ابن - جريج از مجاهد نقل كرده است يعنى گرم بر سنگ پخته ، قتاده گفته است : يعنى پخته ، و شمر بن عطيّه گفته است : يعنى كبابى كه آب گوشت از آن ميچكد . مجمع : از فرّاء نقل شده است : يعنى پخته به زير آتش در گودال زمين كه رسم اعراب باديه است . « أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً » 70 مجمع : چون آن ملائكه ناشناس و قوى بودند و از خوردن غذا خوددارى كردند ، ابراهيم ترسيد دزد باشند يا قصد سوء داشته باشند و بعضى گفته‌اند : ابراهيم شناخت كه ملك هستند و ترسيد كه براى كار مهمّى آمده - اند يا براى آزار مردم او آمده‌اند . « وَامْرَأَتُه قائِمَةٌ فَضَحِكَتْ » 71 طبرى : بعضى گفته‌اند يعنى در پشت پرده ايستاده بود و بعضى گفته‌اند : يعنى ابراهيم نشسته بود براى پذيرائى و همسرش ايستاده بود براى خدمتگزارى و چون آنها از خوردن خوددارى كردند او تعجّب كرد و خنديد از كار ميهمانان كه با پذيرائى ابراهيم و خدمتگزارى من عجب است كه اينها غذا نمىخورند ، قتاده گفته است : چون شنيد كه آنها مأمور نابودى مردم لوط هستند از غفلت آن مردم خنديد كه در معرض گرفتارى هستند و از خود بى خبر ، كلبى گفته است : يعنى چون در اوّل ورود آنها ابراهيم ترسيد همسرش از ترسيدن او خنده اش گرفت ، وهب بن منبّه گفته است : يعنى تعجّب كرد از بشارت آنها كه او باردار خواهد شد در سنّ پيرى خود و شوهرش ، و مجاهد گفته است : « ضحكت » در اين جمله بمعنى « حاضت » است يعنى در سنّ پيرى به عادت زنانه گرفتار شد و از عرب استعمال كلمه ى « ضحك » بمعنى « حيض » نقل شده است .